میازار موری که دانه کش است ...
437 بازدید


دوستم تعریف میکرد : سرباز که بودم یه روز سر پست مورچه هایی دیدم که ردیف پشت سر هم میرفتن ،

نظرم رو جلب کردند!
رفتم جلو دیدم هر کدومشون یه تخمه هندونه رو به دهنش گرفته و میبردن ،
 منم که حوصلم سر رفته بود یکی یکی تخمه ها رو ازشون میگرفتم و میخوردم ،
خام بودن ولی خوشمزه و نمکی بود!
نیم ساعتی گذشت تا دیگه تصمیم گرفتم برم انبارشون رو  پیدا کنم و راحت بشینم و یه جا تخمه بخورم
یه خورده که ردشونو گرفتم ، واااای وااااای چشتون روز بد نبینه ...
یارو که دل سیر هندونه با تخمه خورده بود ، گلاب به روتون یه جا دستشویی کرده بود : (
نتیجه اخلاقی : میازار موری که دانه کش است ...
تاریخ : دوشنبه 31 فروردین 1394

ارسال نظر

تاكنون 1 نظر ارسال شده است
  • a l i : :))خیلی باحال بود ممنون
   عدد "چهار" را وارد كنيد

عضويت در سامانه


آخرين پيامک ارسالي به اعضا
برآيينه جمال داور صلوات
بر روشني چشم پيمبر صلوات
برحضرت معصومه فروغ سرمد
بر دسته گل موسي جعفرصلوات
5000291434

محبوبترین حرف دل

  • م ح م د: چه لذتی بالا تر از اینکه اسمت قسم راست یک نفر باشد...
  • محسن شاکر: خدا را دوست بدار حداقلش این است که یکی را دوست داری که روزی به او می رسی...
  • مادر: شیرین ترین بوسه زندگی ام بوسه ای بودکه بعدازتولدش برصورتش زدم وتلخترین بوسه زندگی ام بوسه ای بودکه برای آخرین باربرصورت بیروحش زدم دلم برایت خیلی تنگ شده دخترم
  • مهدی: آقا جان حالا فهمیدم که چرا شما صحرا را بر شهر ها و خانه های ما ترجیح می دهی... حتی شما در خانه خود نیز غریبید! یادش بخیر خاطرات جمکران را
  • مهدی: سعی کن مانند خورشید باشی تا اگر هم بخواهی به کسی نتابی ، نتوانی!!!
  • محمد جواد: خدایا! آرامش شب رانصیب کسانی کن که آسایش روز را نصیب دیگران می کنند...
  • محمد جواد: برخی آدمها شماراترک خواهند کرد،اماآن،پایان داستان شمانیست.آن, پایانِ نقشٍ آنها در داستان شماست.