همه تو مسجد ختم میگیرن، نه عروسی!!!
478 بازدید


▩ چرا اینقدر سخت می گیریم؟!
▣ چرا از شهدا دم می زنیم، ولی عمل نمی کنیم؟!
▩ چرا اینقدر در تصمیم گیری هامون ضعف داریم، در حالیکه الگویی مثل شهدا داریم؟!

علی به من گفت اگه تو بخوای مراسم عروسی مونو تو سالن میگیریم، ولی من دوس دارم تو مسجد باشه.
از طرفی چون داداش محمدرضا شهید شده بود، مادرش به شدت مخالفت میکرد و میگف : آرزو دارم برات مراسم خوبی بگیرم.

من ابتدا با تعجب پرسیدم : تو مسجد؟!

گفت : مسجد مکان مقدسیه، خیالت راحت باشه، وقتی اونجا باشه خانوما خودشونو جمع و جور میکنن.
هرکسی دوست داشته باشه میآد و هرکسی هم دوست نداشت نمیآد.

برای خانوادم کمی قبولش سنگین بود،
برادرم میگفت : همه تو مسجد ختم میگیرن، نه عروسی!!!

اما به هر حال موافقت کردم و مراسم همونجا برگزار شد.
خلاصه مراسم عروسی ما در قدیمی ترین مسجد خیابان ایران برگزار شد. بسیاری از اقوام به کنایه میگفتند : شورشو در آوردن، ما ندیدیم کسی تو مسجد عروسی بگیره!!!


┘◄ همسر شهید علیرضا موحد دانش


◥ هنوز داریم افرادی رو که مردونه پای آرمان شهدا ایستاده باشند ... ◣
تاریخ : سه شنبه 15 مهر 1393

ارسال نظر

   عدد "چهار" را وارد كنيد

عضويت در سامانه


آخرين پيامک ارسالي به اعضا
برآيينه جمال داور صلوات
بر روشني چشم پيمبر صلوات
برحضرت معصومه فروغ سرمد
بر دسته گل موسي جعفرصلوات
5000291434

محبوبترین حرف دل

  • م ح م د: چه لذتی بالا تر از اینکه اسمت قسم راست یک نفر باشد...
  • محسن شاکر: خدا را دوست بدار حداقلش این است که یکی را دوست داری که روزی به او می رسی...
  • مادر: شیرین ترین بوسه زندگی ام بوسه ای بودکه بعدازتولدش برصورتش زدم وتلخترین بوسه زندگی ام بوسه ای بودکه برای آخرین باربرصورت بیروحش زدم دلم برایت خیلی تنگ شده دخترم
  • مهدی: آقا جان حالا فهمیدم که چرا شما صحرا را بر شهر ها و خانه های ما ترجیح می دهی... حتی شما در خانه خود نیز غریبید! یادش بخیر خاطرات جمکران را
  • مهدی: سعی کن مانند خورشید باشی تا اگر هم بخواهی به کسی نتابی ، نتوانی!!!
  • محمد جواد: خدایا! آرامش شب رانصیب کسانی کن که آسایش روز را نصیب دیگران می کنند...
  • محمد جواد: برخی آدمها شماراترک خواهند کرد،اماآن،پایان داستان شمانیست.آن, پایانِ نقشٍ آنها در داستان شماست.