شکستن نفس!!!
416 بازدید

تو باشگاه کشتی بودیم . آماده می شدیم برای تمرین ، ابراهیم هم وارد شد .

چند دقیقه بعد یکی از دوستان اومد .

تا اومد تو بی مقدمه گفت : ابرام جون ، تیپ و هیکلت خیلی جالب شده !

توراه که می اومدی دو تا دختر پشت سرت بودند . مرتب داشتن از تو حرف می زدن !

بعدش هم ادامه داد : شلوار و پیراهن شیک پوشیدی ، ساک ورزشی هم که دست گرفتی . کاملا مشخصه ورزشکاری !

نگام افتاد به ابراهیم . رفته بود تو فکر و ناراحت شده بود انگار توقع چنین حرفی نداشت .

جلسه بعد تا ابراهیم دیدم خنده ام گرفت . پیراهن بلند پوشیده بود و شلوار گشاد ! به جای ساک ورزشی لباسها را داخل کیسه پلاستیکی ریخته بود ! از آن روز به بعد اینگونه به باشگاه می اومد !

بچه ها می گفتن : بابا تو دیگه چه جور آدمی هستی!

ما باشگاه میایم تا هیکل ورزشکاری پیدا کنیم . بعد لباس تنگ بپوشیم . حالا تو با این هیکل قشنگ و رو فرم ، آخه این لباسا چیه که می پوشی !ابراهیم به حرفاشون اهمیت نمی داد .  به دوستانش هم توصیه می کرد که : اگر ورزش برای خدا بود ، میشه عبادت . اما اگر به هر نیت دیگه ای باشه ضرر می کنین .


مفقود الاثر شهید ابرهیم هادی متولد اول اردیبهشت سال 36 .   و سر انجام در 22 بهمن سال 61 بعد از محاصره در کانال کمیل بچه های باقی مانده رو به عقب فرستاد و تنهای تنها با خدا همراه شد و دیگر کسی او را ندید .
 
تاریخ : سه شنبه 4 آذر 1393

ارسال نظر

   عدد "سه" را وارد كنيد

عضويت در سامانه


آخرين پيامک ارسالي به اعضا
برآيينه جمال داور صلوات
بر روشني چشم پيمبر صلوات
برحضرت معصومه فروغ سرمد
بر دسته گل موسي جعفرصلوات
5000291434

محبوبترین حرف دل

  • م ح م د: چه لذتی بالا تر از اینکه اسمت قسم راست یک نفر باشد...
  • محسن شاکر: خدا را دوست بدار حداقلش این است که یکی را دوست داری که روزی به او می رسی...
  • مادر: شیرین ترین بوسه زندگی ام بوسه ای بودکه بعدازتولدش برصورتش زدم وتلخترین بوسه زندگی ام بوسه ای بودکه برای آخرین باربرصورت بیروحش زدم دلم برایت خیلی تنگ شده دخترم
  • مهدی: آقا جان حالا فهمیدم که چرا شما صحرا را بر شهر ها و خانه های ما ترجیح می دهی... حتی شما در خانه خود نیز غریبید! یادش بخیر خاطرات جمکران را
  • مهدی: سعی کن مانند خورشید باشی تا اگر هم بخواهی به کسی نتابی ، نتوانی!!!
  • محمد جواد: خدایا! آرامش شب رانصیب کسانی کن که آسایش روز را نصیب دیگران می کنند...
  • محمد جواد: برخی آدمها شماراترک خواهند کرد،اماآن،پایان داستان شمانیست.آن, پایانِ نقشٍ آنها در داستان شماست.